چکیده
درراستای مدیریت جامع حوزه های آبخیز (IWM) ، شناسایی کردن مناطق پرتراکمی که برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت هستند(PMAs) امری حیاتی به شمار می رود این امر از طریق ارزیابی مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز (IER) انجام میشود .با این حال برای حمایت از ارزیابی مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز با کمبود ابزار مواجه هستیم .یک چارچوب جدید، وجود دارد که فرآیند تحلیل شبکه ایی را با روش تصمیم گیری میانگین مربع انحراف ها(میزان انحراف متداول) ترکیب میکند تا امکان سنجش ارتباط متقابل بین اکوسیستم ها و سیستم های اجتماعی-اقتصادی برای ارزیابی مخاطرات زیست محیطی را ایجاد کند. یک مطالعه موردی در حوزه آبخیز رودخانه بییون چین انجام شد که هدف آن شناسایی مناطقی بود برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت هستند،در این مطالعه مخاطرات زیست محیطی از طریق این چهارچوب جدید مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان دادکه آلودگی آب، منابع آب، فرسایش خاک، خطرات بالقوه (یعنی سیل، تجمع زباله، ریزش و رانش زمین) و تخریب پوشش گیاهی از مشکلات زیست محیطی قابل توجه در حوزه آبخیز هستند.خطر آلودگی آب، سیل و تخریب پوشش گیاهی در مناطق دشتی جنوب شرقی زیاد و در مناطق کوهستانی شمال غربی حوزه آبخیز کم بود .فرسایش خاک عمدتاً در یک طبقه با میانگین ناچیز یعنی 87/10 قرار گرفت (تن بر کیلومتر مربع 2-بر سال -1).میانگین وزنی ریسک آلودگی آب و شاخص اجتماعی-اقتصادی برای ارزیابی مخاطرات زیست محیطی به ترتیب 0.2906 و 0.1837 بود .این نتایج نشان می دهد که کنترل آلودگی آب برای مدیریت جامع حوزه آبخیزامری بسیار مهم است و سیستم های اجتماعی-اقتصادی نیز تأثیر قابل توجهی بر ارزیابی مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز دارند.مناطق نیازمند به مدیریت که به عنوان مناطقی با مقادیر بسیار بالایی از مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز مشخص می شوند، میزان 6.46٪ (72.91 کیلومتر مربع) از حوزه آبخیز را تشکیل می دهند.این قسمتها به طور مشخص در مناطق جنوب شرقی توزیع شده بودند که در این مناطق میزان بالایی از خطر آلودگی آب و تخریب پوشش گیاهی ناشی از تراکم جمعیت وجود دارد .در این مطالعه مشخص شد که این چارچوب ابزار موثری برای ارزیابی مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز و شناسایی مناطقی است که برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت هستند .
۲. مواد و روش ها
۲.۱. توسعه چارچوب
مخاطرات زیست محیطی به پیامدهای ناشی از علل طبیعی و عوامل انسانی اشاره دارد که اثرات نامطلوبی بر محیط های اکولوژیکی دارند. به منظور شناسایی کمی مناطق مدیریتی اولویت دار ،از طریق بررسی عوامل آسیب پذیر زیست محیطی در حوضه های آبخیز، یک چارچوب ارزیابی مخاطرات جامع زیست محیطی مورد اجرا قرار گرفت . همانطور که در شکل 1 نشان داده شده است، مراحل چارچوب به شرح زیر است: برای تشخیص مخاطرات زیست محیطی احتمالی در حوزه های آبخیز 1-داده های محیط زیست طبیعی و داده های اجتماعی-اقتصادی جمع آوری شد 2-یک سیستم شاخص شامل مخاطرات زیست محیطی و عوامل اجتماعی-اقتصادی ایجاد شد3- وزن دهی مخاطرات بالقوه زیست محیطی و عوامل اجتماعی-اقتصادی برای ارزیابی مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز تعیین شد4-درراستای مدیریت جامع حوزه های آبخیز، شناسایی کردن مناطق پرتراکمی که برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت هستند، مخاطرات زیست محیطی در حوضه های آبخیز به سطوح مختلف طبقه بندی شد.5-سیستم های اندازه گیری منسجم در مناطق پرتراکمی که برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت بودند انتخاب و ساختاربندی شدند. این چارچوب همچنین می تواند برای شناسایی مناطق پرتراکمی که برای اجرای برنامه های مدیریتی در اولویت هستند،برای یک ریسک زیست محیطی منفرد (به عنوان مثال، آلودگی آب)، و برای کمک به انتخاب اقدامات لازم برای کنترل این ریسک زیست محیطی خاص مورد استفاده قرار گیرد.
2.1.1.-مرحله 1. تجزیه و تحلیل ویژگی های کیفی حوزه آبخیز
ویژگی های حوزه های آبخیز مختلف بسیار با یکدیگر متفاوت است زیرا تحت تأثیر عوامل زیادی مانند آب و هوا، فعالیت های انسانی، هیدرولوژی، زمین شناسی، خاک و ویژگی های پوشش گیاهی قرار دارند. (المز و پرایس، 2019؛ کیو و همکاران، 2021). بنابراین، بر اساس داده های جمع آوری شده (مانند، بارندگی، خاک، کیفیت آب، پوشش گیاهی، توپوگرافی، سنگ شناسی و کاربری اراضی) یک حوضه آبخیز، برای تشخیص مخاطرات احتمالی زیست محیطی، مانند آلودگی آب، خطرات، بیابان زایی، منابع آب، تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک، ویژگی های حوضه باید تجزیه و تحلیل شوند. علاوه بر این مخاطرات زیست محیطی، سیستم اجتماعی-اقتصادی نیز باید مورد توجه قرار گیرد زیرا بین اکوسیستم ها و سیستم های اقتصادی اجتماعی ارتباطی قوی وجود دارد. (نگوین و همکاران، 2016؛ وایتهد و همکاران، 2018). برای مثال، مناطقی که ظرفیت درآمد زایی بالایی دارند توانایی بیشتری در کنترل مخاطرات زیست محیطی دارند، این در حالیست که رشد سریع جمعیت در این مناطق میزان فشاری که برروی اکوسیستم هاست را افزایش می دهد (لوپس و همکاران، 2022؛ مصفائی و همکاران، 2021).