چکیده
مطالعات اخیر نشان داده اند که در افراد مبتلا به اختلال کم توجهی- بیش فعالی (ADHD)، به غیر از مشکلات مربوط به این اختلال، فرایندهای دیگرِ مرتبط با حافظه نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. ما ابتدا با تمرکز بر حافظۀ کاری و حافظۀ کوتاه-مدت، یادگیری اولیه، مداخله، حافظه با تأخیر و حافظۀ بازشناختی ، این امر را بررسی کردیم که کدام فرایند حافظه در جوانان و نوجوانانِ مبتلا به ADHD، با افراد گروه کنترل (شاهد) فرق دارد. سپس، این مورد را بررسی کردیم که آیا شدّت ADHD، وقوع هم زمانِ علائم افسردگی، IQ و تناسب اندام، با عملکرد حافظه در افراد مبتلا به ADHD مرتبط هستند یا خیر. عملکرد 205 شرکت کنندۀ مبتلا به ADHD (میانگین سنّی 8/25 سال، انحراف معیار (SD) 99/7) و 50 شرکت کنندۀ کنترل (میانگین سنّی 1/21 سال، انحراف معیار (SD) 07/5) در انجام وظایف شناختی ، شامل «حافظۀ به خاطر سپاری اعداد (حافظۀ عددی) به ترتیبِ مستقیم (DSF) و معکوس (DSB)»، «آزمون یادگیری کلامی شنیداری ری» (RAVLT) و «خرده آزمون های واژگان و استدلال ماتریسی در مقیاس خلاصه شدۀ هوش وِکسلر» بررسی شد. در شرکت کنندگانِ مبتلا به ADHD علاوه بر موارد بالا، شدّت ADHD، علائم افسردگی و تناسبِ قلبی تنفسی نیز بررسی گردید. چند رگرسیون اجرا شد و هنگامی که متغیّرها چولگی داشتند، تحلیل حسّاسیت انجام شد. نتیجۀ مقایسات بین افراد ADHD و کنترل (شاهد)، برای DSF، DSB، حافظۀ با تأخیر و حافظۀ شناختی، معنی دار بود. عملکرد افراد کنترل، بهتر از افراد ADHD بود. در تحلیل حسّاسیت، نتایجِ مربوط به حافظۀ شناختی، دیگر معنی دار نبود. عملکرد حافظه، ربطی به شدّتِ بیشترِ ADHD یا علائم افسردگی نداشت. تمام متغیّرهای حافظه، به جز DSF، ارتباط مثبتی با IQ داشتند. بین تناسب قلبی تنفسی و اکثرِ متغیّرهای RAVLT، ارتباط منفی وجود داشت. افراد مبتلا به ADHD، مشکلاتی در حافظۀ کاری، حافظۀ کوتاه-مدت و حافظۀ با تأخیر داشتند. همچنین، این گروه، علی رغم یادگیریِ اولیۀ حفظ شده ، مشکلات بالقوه در حافظۀ شناختی نشان دادند.
روش ها
شرکت کنندگان
شرکت کنندگان، شامل 205 نوجوان و بزرگسالِ مبتلا به ADHD و 50 فرد کنترل (سالم) بودند. گروه ADHD از طریق آگهی ها، کمپین های اینترنتی، شبکه های اجتماعی، ابلاغیه های دانشگاهی و کلینیک- های سرپایی و بستری در چهار مکان انتخاب شدند: الف) بیمارستان دانشگاه گوته در فرانکفورت آلمان، ب) مرکز پزشکی دانشگاه رادبود در نایمخن هلند، ج) مؤسسۀ تحقیقاتی وال د هبرون در بارسلونا، و د) مؤسسۀ روانپزشکی، روانشناسی و عصب شناسیِ کالج کینگ در لندن. شرکت کنندگانِ گروه کنترل، از طریق آگهی در لندن و فرانکفورت جذب شدند. داده های گزارش شده در این مقاله از یک کارآزمایی بالینیِ تصادفیِ بزرگتر گردآوری شد (Mayer et al., 2018).
پروتکل پژوهش، ابتدا توسط هیأت بررسی نهادیِ (IRB) دانشکدۀ پزشکیِ دانشگاه گوته در منطقۀ «آم ماین» فرانکفورتِ آلمان، بازبینی و تأیید شد (No. 353/16، 13 ژانویه 2017). تأییدهای بعدیِ این پروتکل، از کمیتۀ اخلاقیِ مؤسسۀ تحقیقاتیِ وال دهبرون در بارسلونای اسپانیا (شماره PR(AG)105/2017، 19 آوریل 2017)، کالج کینگ در لندن انگلستان (شماره 17/ LO/0958، 11 جولای 2017) و مرکز پزشکی دانشگاه رادبود در نایمخن هلند (شماره 2017-3238، 5 اکتیر 2017) گرفته شدند. این پژوهش بر اساس راهنمای GCP و بیانیۀ هلسینکی انجام شد.