ترجمه مقاله زمان رسیدن به عملکرد بالا در یک مدل کسب و کار فری میوم
- مبلغ: ۴۰۰,۰۰۰ تومان
چکیده
1. مقدمه
2. پیشینه نظری و توسعه فرضیه
3. روش و مواد پژوهش
4. نتایج
5. نتیجهگیری و بحث
بیانیه نویسندگان بر اساس سیستم CRediT
اعلام عدم وجود تضاد منافع
منابع
در کنار ترجمه مقاله، فایل پاورپوینت این مقاله نیز ایجاد شده و در این محصول قرار داده شده است که پس از خریداری به همراه ترجمه قابل دانلود خواهد بود. تعداد اسلایدهای این پاورپوینت 16 می باشد و آماده ارائه در دانشگاه یا سایر سمینارها است.
در صورتی که نیاز به خلاصه ای از متن ترجمه این مقاله دارید، می توانید از فایل خلاصه ترجمه استفاده نمایید که به این محصول اضافه شده است. خلاصه ترجمه این مقاله در 6 صفحه در فایل word انجام شده و داخل بسته قرار گرفته است.
چکیده
تجربه حسی برند، یک تجربه بنیادی و محوری در ارتباط با برند به شمار میرود. با این حال، سازوکار تأثیرگذاری آن روی پیامدهای مرتبط با برند همچنان نیازمند شفافسازی است. این پژوهش با هدف بررسی سازوکار تأثیرگذاری تجربه حسی برند بر وفاداری به برند، یک مدل مفهومی ساختاری جدید (SEM) را پیشنهاد کرده و با استفاده از نرمافزار SmartPLS 4 مورد آزمون قرار میدهد. دادهها از طریق یک پرسشنامه آنلاین از 304 مصرفکننده چینی جمعآوری شده است. نتایج نشان میدهند که تجربه حسی برند نقشی حیاتی در تقویت وفاداری به برند ایفا میکند. این تجربه، هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم بر وفاداری به برند تأثیر میگذارد. قدرت میانجیگری نگرش به برند بسیار بیشتر از قدرت میانجیگری ارتباط برند با خود (brand-self connection) است؛ این بدان معناست که در برخی شرایط، ایجاد یک پیوند عاطفی قوی برای موفقیت برند ضروری نیست. یافتههای پژوهش همچنین اثر تعدیلگر جنسیت بر روابط موجود در مدل را نشان میدهد. تفاوت کلیدی جنسیتی این است که در گروه مردان، مسیر میانجیگری از طریق ارتباط برند با خود وجود ندارد، در حالی که این مسیر در گروه زنان دیده میشود. این مطالعه، تحقیقات مربوط به تجربه برند را گسترش داده و بر توسعه وفاداری به برند و لزوم در نظر گرفتن تفاوتهای جنسیتی هنگام تدوین استراتژیهای بازاریابی حسی تأکید میکند. به ویژه برای زنان، ایجاد تجربیات حسی برند که برانگیزانندهی اتصالات عاطفی قوی باشد، تأثیر مثبتی بر وفاداری به برند دارد.
پیشینه نظری و توسعه فرضیه
پیشینه نظری
تجربه حسی برند
«تجربه حسی برند» به تجربهای کلی و چندحسی اشاره دارد که مشتریان با یک برند دارند. این تجربه شامل تمامی نقاط تماس و تعاملاتی است که مشتریان با یک برند دارند، از جمله عناصر بصری، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. تجربه حسی برند، قلب تپندهی تجربه برند است. فعالیت حسی واقعی بر رفتار مصرفکننده تأثیر میگذارد (الدر و کریشنا، ۲۰۲۲). بنابراین، تجربه حسی برند برای مدیریت موفق برند و برای پژوهشگران، امری اساسی به شمار میرود. تجربه حسی برند، مفهومی نوظهور در ادبیات بازاریابی است (ژا و همکاران، ۲۰۲۲؛ ژا و همکاران، ۲۰۲۲). این مفهوم برای اولین بار توسط براکوس و همکاران هنگام بحث در مورد مفهوم، اندازهگیری و تأثیر تجربه برند بر وفاداری، به عنوان یک بعد از تجربه برند، مفهومپردازی و عملیاتی شد .(Brakus et al., 2009) از آن زمان، بسیاری از پژوهشگران از این رویکرد پیروی کردهاند و تجربه حسی را در تحقیقات خود در مورد تجربه برند گنجاندهاند (خان و فاطمه، ۲۰۲۲؛ اوردا و کنستانتین، ۲۰۲۱). اهمیت تجربه حسی برند در استراتژی بازاریابی، برخی از پژوهشگران را بر آن داشته است که آن را به عنوان یک سازهی مستقل مورد مطالعه قرار دهند، همانطور که در مقاله هولتن در مورد تجربیات چندحسی برند (Hult´en, 2011) مشاهده میشود. ایگلسیاس و همکاران و هوانگ و همکاران، تجربه حسی برند را در چارچوب ارزش ویژه برند، عملیاتی کردهاند (Hwang et al., 2021; Iglesias et al., 2011).
نگرش به برند
نگرش، نوعی ارزیابی کلی است که بر اساس باورها یا واکنشهای احساسی اتوماتیک شکل میگیرد (مورفی و زایونک، ۱۹۹۳). «نگرش به برند» ارزیابی کلی نسبت به یک شیء و برند است که به صورت یک نظر ثابت و استوار شکل میگیرد (میچل و اولسون، ۱۹۸۱). نگرش به برند، تمایل روانشناختی مصرفکننده در هنگام ارزیابی میزان علاقهمندی به یک برند است. مصرفکنندگان، ارزیابی برند را از طریق تماس، خرید و استفاده از برندها شکل میدهند. نگرش به برند، از دیرباز یکی از سازههای محوری در روانشناسی مصرفکننده بوده است. بازاریابان مدتهاست که نگرش به برند را به عنوان یک عامل زمینهساز رفتار مصرفکننده در نظر میگیرند.