چکیده
رهبری مبتنی بر نقاط قوت به کارمندان کمک می کند که گام هایی را در راستای شناسایی، پرورش و بهره برداری از نقاط قوت خود بردارند.ما قصد داریم به این سوال پاسخ دهیم که آیا این سبک رهبری عملکرد و اشتیاق شغلی کارمندان را تقویت خواهد کرد. ما در مطالعه خود تلاش میکنیم از طریق ادغام کردن نظریه های الزامات شغلی-منابع (JD-R) و تبادل رهبر-عضو (LMX) این فرضیه را مطرح کنیم که رهبری مبتنی بر نقاط قوت میتواند از طریق ساز و کار میانجی اشتیاق شغلی تاثیر مثبتی بر روی عملکرد حرفه ای کارمندان داشته باشد و این اثر توسط کیفیت مبادله رهبر-عضو (LMX) تعدیل می شود.ما داده های نظرسنجی را در دو مقطع زمانی به فاصله یک ماه از بین 556 کارمند چینی و مدیران آن ها (N=104 تیم) ،جمع آوری کردیم. در ادامه نتایج مدل سازی مسیر نشان دادند که رهبری مبتنی بر نقاط قوت از طریق عامل میانجی اشتیاق شغلی تاثیر مثبتی بر روی رتبه بندی عملکردی کارمندان اعمال می کند.همان طور که پیش بینی کرده بودیم،رابطه مثبت بین رهبری مبتنی بر نقاط قوت و اشتیاق شغلی کارمندان زمانی قوی تر خواهد بود که مبادله رهبر-عضو (LMX) از کیفیت بالایی برخوردار باشد.با وجود این، نتایج به دست آمده از اثر میانجیگری تعدیل شده مورد انتظار، حمایت نکردند.در انتهای این مقاله در مورد پیامدهای این نتایج برای تحقیقات در ارتباط با رهبری مبتنی بر نقاط قوت و همچنین پیامدهای عملی، بحث خواهیم کرد.
.1 رهبری مبتنی بر نقاط قوت
رهبری مبتنی بر نقاط قوت ریشه در روان شناسی مثبت نگر دارد. در این سبک رهبری فرض میشود هر کدام از کارمندان دارای ترکیب منحصر به فردی از نقاط قوت هستند که آن ها را برای اجرای وظایف خود به بهترین نحو ممکن،توانمند می کنند (وود و همکاران،2011). کارمندان به جای تلاش برای برطرف کردن نقاط ضعف خود باید بر روی این نقاط قوت تمرکز کنند و در نتیجه بهره وری و تخصص خود را بهبود دهند(سلیگمان و سیکزنمیهالی،2000). رهبران متکی به نقاط قوت می توانند کارمندان خود را برای شناسایی،پرورش و بهره برداری از نقاط قوت خود، آماده کنند (بیسواس-دینر،کاشدان و لیوبچیک،2016).رهبران مبتنی بر نقاط قوت تلاش میکنند که اهمیت نقاط ضعف کارمندان برای اجرای وظایف و دست یابی به اهداف را کاهش دهند. رهبران در این راستا وظایف سازمان را مطابق با نقاط قوت کارمندان، تخصیص می دهند. رهبران همچنین تلاش می کنند مشارکت گروهی را بین تیم هایی که دارای نقاط قوت مکمل هستند، ترویج دهند (لینلی و هرینگتون،2006؛ون ورکوم،موسترت و همکاران،2016). تحقیقات گذشته نشان داده اند که رهبری مبتنی بر نقاط قوت رابطه نزدیکی با تقویت رفاه،خلاقیت،سلامت روانی و عملکرد کارمندان دارد و همچنین به کاهش خستگی و غیبت غیرموجه در محیط کار کمک میکند (بورکوس،2011؛دینگ و همکاران،2020؛دینگ و یو،2021).علاوه بر این، مطالعات تجربی اخیر کشف کرده اند که رهبری مبتنی بر نقاط قوت می تواند از طریق عوامل میانجی احساس عزت نفس و همچنین سلامت روان به ترویج رفتار نوآورانه در بین کارمندان،کمک کند ( دینگ و کووان،2021؛دینگ و یو،2020).علاوه براین،شواهد اولیه به دست آمده داده از مطالعات مقطعی نشان می دهند که رفاه کارمندان و همچنین اعتماد دوجانبه سرپرست-زیردستان می توانند به عنوان عامل های میانجی در رابطه مثبت بین رهبری مبتنی بر نقاط قوت و عملکرد شغلی،عمل کنند ( دینگ و همکاران،2020؛دینگ و یو،2020).ما با استفاده از موج های جدید داده قصد داریم فرایندی را بررسی کنیم که بر مبنای آن رهبری مبتنی بر نقاط قوت به بهبود عملکرد شغلی منجر می شود.ما از این طریق می توانیم سازکارهای روانی میانجی در این رابطه را بهتری درک کنیم و مجموعه مفاهیم مرتبط با سبک رهبری مبتنی بر نقاط قوت را گسترش خواهیم داد.
رهبری مبتنی بر نقاط قوت تفاوت هایی با دیگر سبک های رهبری مثبت نگر همچون رهبری تحول گرا،رهبری اصیل و رهبری فروتن دارد.این تفاوت ها در مطالعه دینگ (2020) نشان داده شده بودند.این مطالعه ثابت کرد که رهبری مبتنی بر نقاط قوت ویژگی های منحصر به فردی نسبت به دیگر مفاهیم مدیریت دارد.رهبران تحول گرا به طور کلی نیازهای کارمندان خود را مد نظر قرار می دهند (باس،1990).رهبران اصیل و فروتن نیز نسبت به نقاط قوت و ضعف کارمندان خود حساسیت نشان می دهند (اوونز و هیکمان،2012؛والومبوا،آوولیو،گاردنر و پیترسون،2008). اما رهبران متکی به نقاط قوت به طور فعال از کارمندان خود برای شناسایی،پرورش و استفاده از این نقاط قوت،پشتیبانی می کنند.دیگر سبک های رهبری همچون رهبری توانمندساز و رهبری خدمتگزار نیز بر روی اهمیت پرورش و رشد کارمندان تاکید می کنند،اما به طور واضح بیان نکرده اند که آیا مسیر رشد کارکنان باید مبتنی بر برطرف کردن نقاط ضعف یا تقویت کردن نقاط قوت باشد (سیمز،فرج و یون،2009؛گرینلیف،1998).