چکیده
هنوز هم در مورد این موضوع که آیا ما باید به حقوق بینالمللی احترام بگذاریم یا خیر، مناقشاتی وجود دارد. در ایالاتمتحده، جناح چپ، حقوق بینالمللی را صرفاً ترویج منافع کشورهای قدرتمند دانسته و آن را رد می-کند. در امریکا حقوق بینالمللی چیزی غیر¬ضروری پنداشته می¬شود که با منافع و مأموریت ایالاتمتحده تداخل دارد. از استدلال های بسیاری از لیبرالها اینگونه برداشت می شود که در غیاب حکومت جهانی، دنیا ماهیت هابزی پیدا کرده و حقوق بینالمللی دیگر در آن قابل اجرا نیست. این مقاله به بررسی تفکر کانت، لاک و راولز پرداخته و نشان می¬دهد که چگونه می¬توان به استدلال¬های موجود علیه احترام به حقوق بین المللی پاسخ داد. این مقاله استدلال ها را بر اساس مقایسه بین کشورها و افراد و بین قوانین بینالمللی توسعه¬یافته و همچنین بر اساس یک قرارداد اجتماعی ایده آل بین افراد، به چالش می کشد. سپس به اخلاق مراقبت که موضوعی جدید در نظریه اخلاقی است، می پردازد و ویژگی های اصلی و توصیه های آن را مورد بررسی قرار می دهد. این مقاله به بررسی نوع نگرش اصول اخلاقی به حقوق بینالمللی و راهنمایی هایی که این اصول اخلاقی می توانند برای روابط بینالمللی فراهم کنند، می پردازد. این مقاله بیان میکند که چگونه اخلاق مراقبت با روندهای جاری مختلف انطباق می یابد و چگونه به تفکر جهانی سازی و وابستگی بینالمللی بیشتر، توجه بیشتری می شود. این مقاله استدلال می کند که اخلاق مراقبت بهوضوح از احترام به حقوق بینالمللی حمایت می کند اما این پشتیبانی آنچنان به مشکلات فعلی می پردازد که در دراز مدت موجب درخواست تجدیدنظر در قانون و اجرای آن می گردد که تا به حال کمتر چنین موردی پیش آمده است.
تردید هایی در رابطه با حقوق بینالملل
اولین سؤالی که باید به آن پاسخ داد، این است: در حال حاضر، وضعیت کشورها چطور است؟ آیا تمام کشورهایی که حاکمیت مستقل داشته اند، کنار گذاشته شده و از بین رفته اند؟ یا فقط به این خاطر وجود دارند که حقوق بین الملل بر آنها اعمال شود؟
برخی از نظریه پردازان، مفهوم "جهان پس از حاکمیت مستقل" را توضیح داده اند. آنها معتقدند که حاکمیت مستقل در دنیای ارتباطات جهانی، جای خود را به چیزهای دیگری داده است. ما می توانیم با این مسئله موافقت کنیم که قدرت کشورهای قوی در اثر پیشرفت های اخیر کاهش یافته است. کشورهایی که عظیم ترین نیروهای نظامی مسلح و پیچیده ترین سلاح ها را دارند، اغلب نمی توانند اراده خود را بر کشورهای سرکش که به تروریسم و طفره رفتن با ترفندهای مختلف روی می آورند، تحمیل کنند. کشورها مشکلاتی بسیاری جدی در کنترل مرزهای خود دارند. اما ما بالاجبار مشاهده می کنیم که کشورهای دیگر هنوز قدرت لازم برای ایجاد مشکلات لحظه ای، رنج های مافوق تصور و مرگومیر فراوان را دارند. آنها هنوز هم توانایی فوقالعاده زیادی در برهم زدن هرگونه نظم نوظهور در جهان دارند. نظام فعلی کشور-ملت ها را می توان بهعنوان یک نظام سلسله مراتبی توصیف کرد؛ با این وجود، این نظام هنوز شامل سلسله مراتبی از کشورهاست. تا زمانی که کشورها قادر به نشان دادن کنش، مخصوصاً کنش خصمانه و خشن باشند، ما نیاز به قانون و حقوق داریم تا آنچه این کشورها انجام می دهند را کنترل کنیم.