در عمومی ترین سطح، این فصل استدلال می کند که روانشناسی مثبت از همان اغاز دارای یک هسته ی منفی اساسی است که از نقطه نظرهای مختلف بر تعریف روان شناسی مثبت سایه می افکند، در حالی که این رشته را از طرق مهمی اصلاح کرده و یا به چالش می کشد. این فصل که در دو بخش گسترده سازماندهی شده است، ابتدا به بررسی تعریف روان شناسی مثبت و در ادامه به این می پردازد که کدام پدیده های منفی از نظر تاریخی شامل ان می شود. بخش دوم چگونگی مواجهه ی پدیده ی منفی با روان شناسی مثبت را مورد بحث قرار می دهد و نشان دهنده ی اصطلاحات احتمالی آن در آینده است. این بخش دوم به ویژه به موارد زیر می پردازد: (الف) نقش احساسات منفی در مقابله با رخدادهای اسیب زننده و به طور بالقوه رشد از ان، و (ب) اهمیت این زمینه، به صورتی که در چالش های اخیر در تلاش برای تشخیص رفتارها یا فرایندهای روانشناسی مشخص که ذاتا مثبت هستند نشان داده شده است و (ج) اینکه چگونه احساسات ناخوشایند دانش اموزان در فرایند تحصیل ممکن است کاملا به یک روش روان شناسی مثبت برای تحصیل تبدیل شود. بسیاری از مسائل در این بخش قبلا تا حدودی توسط روان شناسی مثبت داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گرفته اند. این فصل به طور قابل توجهی بر پایه ی ان تلاش هاست و به میزان زیادی از انها بهره می برد (به عنوان مثال، هلد، 2002،2004،2005، کریستاجانسن 2010،2012، لازاروس 2003a، 2003b، لینلی، ژوزف، هرینگتون، و وود 2006، مک ناتلی و فینچام، 2012، نورم و چنگ 2002، ای. تیلور 2001) و تا حدودی در تلاش برای یکپارچگی در یک تجدید نظر است که بر چالش هایی تاکید دارد که هنوز در مقابله با روان شناسی مثبت هستند.
ویژگی ها، نهادها، نتایج، احساسات و فرایندهای روان شناسی زیادی در زیر چتر روان شناسی مثبت مورد مطالعه قرار گرفته اند که منجر به زمینه ای مس شوند که به اندازه ای پیچیده است که حتی مشخص کردن مرزهای ان یک موضوع مورد مطالعه است (برای مثال، هارت و ساسو 2011، ین 2010). با این حال، لینلی و همکارانش (2006) مجموعه ای از تمایزات، یا سطوحی از تحلیل ها را پیشنهاد داده اند که ممکن است به اگاهی از بحثی در مورد جایگاه پدیده ی منفی در این کوشش کمک کند.
ابتدا، و با اهمیت کمتری برای فصل حاضر، لینلی و همکارانش (2006) ذکر کرده اند که روان شناسان مثبت ممکن است، «منابع» (p.7) یا عوامل پیشایندی را مورد مطالعه قرار دهند، عواملی از قبیل تاثیرات ژنتیکی و محیطی بر زندگی اولیه که در نهایت در خوشحالی، رفاه، فضایل و توانایی های افراد مشارکت داشته باشند.