چکیده
1- مقدمه
2- ادبیات موضوع
3- داده ها و روش تحقیق
4- نتایج
5- نتیجهگیری
منابع
چکیده
در این مقاله عدمتعادلهای ناشی از شکاف قیمت در بازار سهام ایالات متحده (متشکل از بازارهای داوجونز، اِساَندپی500 و نزدک) که دوره 1928 تا 2018 را پوشش میدهد، تحلیل می شود. این مقاله با هدف بررسی اینکه آیا شکافهای قیمتی باعث ایجاد ناکارآمدی در بازار میشود یا خیر، تدوین شده است. شکاف قیمت زمانی رخ میدهد که قیمت بازگشایی روز جاری با سفارش بستهشده روز قبل از بازگشایی بازار متفاوت باشد. چندین فرضیه با استفاده از آزمونهای مختلف آماری (Student's t-test،ANOVA ، Mann-Whitney test)، تحلیل رگرسیون و روشهای ویژهای مانند بازده تجمعی اصلاحشده و رویکردهای شبیهسازی معاملات، آزمایش میشوند. ما شواهدی محکم در مورد حرکت غیرعادی قیمت سهم پس از شکاف قیمتی بهوجود آمده پیدا میکنیم. مشاهده میکنیم که در طی یک روز شکاف قیمتها در جهت شکاف ایجادشده تغییر میکنند. یک استراتژی معاملاتی مبتنی بر این ناهنجاری از این جهت کارآمد بود که نتایج آن تصادفی نبوده است و اینکه نشانگر کارآیی این بازار نیست. اثر حرکت موقت بود و هیچ شواهدی از فصلیبودن شکاف قیمت پیدا نشد. سرانجام اینکه، نتایج ما نیز برخلاف این تصور عامیانه بود که شکاف قیمتها پر میشود.
ادبیات موضوع
طبق گفته فاما (1965، 1970) بازاري كه در آن تصميمات سرمايهگذاري با فرض اينكه قيمتهاي ضمني "بهطور کامل" تمام اطلاعات موجود را منعكس ميكند، اتخاذ ميشود، ميتواند كارآمد تلقي شود. علاوه بر این، میزان انعکاس اطلاعات در قیمت اوراق بهادار را میتوان به دو شکل مختلف طبقهبندی و آزمایش کرد، یعنی شکل ضعیف که فقط اطلاعات تاریخی بر اوراق بهادار تأثیر میگذارد و شکل قوی درجاییکه یک سرمایهگذار اطلاعات خصوصی در مورد قیمت یک اوراق بهادار دارد. بنابراین ، EMH به سادگی این ادعا است که اطلاعات "به طور کامل" در قیمتهای اوراق بهادار منعکس میشوند، یعنی هیچ سرمایهگذاری فرصتی برای سودآوری از طریق آربیتراژ ندارد. با این حال آکرلوف و شیلر (2009)، گروسمن و استیگلیتز (1980)، لو (1991)، ماندلبروت (1963)، شیلر (2000) و شوورت (2003) موارد متعددی از EMH را به دلایل زیادی به چالش کشیدهاند. در یک سطح نظری (گروسمن و استیگلیتز، 1980) استدلال میکنند که اطلاعات در واقع هزینهبر هستند، بنابراین قیمتها نمیتوانند تمام اطلاعات موجود را به طور کامل منعکس کنند. آکرلوف و شیلر (2009) و شیلر (2000) رفتارهای غیرمنطقی سرمایهگذاران مانند وحشت تودهای را به عنوان یک استدلال اصلی علیه EMH برجسته میکنند. شوورت (2003) نشان میدهد که چگونه ناهنجاریهای اساسی بازار پس از کشف از بین میروند، زیرا نمایندگان بازار این استراتژیهای نابهنجار را اجرا میکنند. برخی دیگر مانند ماندلبروت (1963) از نظر تجربی نشان میدهند که توزیع قیمت از توزیع دنبالهدار و حافظه طولانیمدت رنج میبرد.
داده ها و روش تحقیق
سه شاخص بورس اوراق بهادار آمریكا مورد تجزیه، تحلیل و آزمایش قرار گرفتهاند که شامل داوجونز از دوره 1985 تا 2018 را پوشش میدهد، اساَندپی500 كه از دوره 1928 تا 2018 را پوشش میدهد و نزدک که مشتمل بر دورههای 1949 تا 2018 میباشد. این دادهها از پایگاه جهانی دادههای مالی است. سپس دادهها ذیل دورههای 10 ساله دستهبندی شدند تا به ما امکان بررسی تکامل ناهنجاری شکاف قیمت را بدهند. دورههای فرعی 10 ساله همچنین دادههای کافی برای آزمایش آماری قوی را فراهم میکند. در زیر جدول شماره1، آمار خلاصهای را برای سه بازار ارائه میدهد.