چکیده
1.مقدمه
2. مرور مقالات و چهارچوب مفهومی
2.1. روش های SSCM
2.2. قابلیت های پویا
2.3. صنایع غذایی به عنوان یک موضوع کاربردی
3. روش تحقیق
4. نتایج
5. بحث
6. نتیجه گیری
منابع
چکیده
مدیریت پایدار زنجیره تامین (SSCM) و قابلیت پویایی آن (DC) هر دو موضوعات جدید تحقیقاتی هستند که محیط شرکت و صنایع پویای در حال تغییر را مورد آزمایش قرار می دهند. صنایع غذایی نمونه ای از این محیط-های پویا است. مصرف کنندگان توقع زیادی نسبت به امنیت غذا و تقاضای رو به افزایشی برای تولید پایدار مواد غذایی دارند. شرکت هایی که این خواسته ها را برآورده می کنند، یک پایگاه مشتری با آگاهی از همه ابعاد پایداری مانند اقتصادی، اکولوژی و اجتماعی و رویدادهایی که مواد غذایی در آن تولید و ارائه می شوند را هدف قرار می دهند. هدف این مقاله توصیف این مسئله است که چطور روش های SSCM به شرکت ها اجازه می دهد تا کنترل خود را در زنجیره تامین حفظ کنند و با اجرای قابلیت های پویا به یک مزیت رقابتی دست یابند. روش هایی که از قبل در SSCM مشخص شدند مرتبط با فرضیه DM هستند که به عنوان روال های اساسی شناسایی شده و DC خاصی را تشکیل می دهند. ما یک مقاله مروری را ارائه دادیم که شامل تجزیه و تحلیل محتوا، آزمایش مقالات (52 مقاله) روی زنجیره های تامین مواد غذایی پایدار منتشر شده به انگلیسی از مجلات بررسی شده است. ما ارتباطی را بین SSCM و DC با تلفیق آن ها در یک محتوای مفهومی مشابه ایجاد کردیم. DC ویژه در زنجیره تامین صنعت مبتنی بر پایداری نیز شناسایی شد که شامل دانش به اشتراک گذاری و مفهومی سازی مجدد زنجیره تامین است. پس از آن صنایع غذایی بر اساس معیارهای SSCM و SC با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفت و دیدگاه هایی در مورد استراتژی های مورد استفاده در این بازار کسب و کار ارائه گردید. نتایج نشان داد که در میان سایر روش ها، روش های پایداری و DC در زنجیره تامین برای افزایش قابلیت ردیابی و پیگیری استفاده می شوند تا نیازهای مشتریان را تامین کنند. تحقیقات بیشتری برای گسترش عملیاتی شدن چهارچوب های مفهومی موجود نیاز است.
مرور مقالات و چهارچوب مفهومی
روش های SSCM
بر اساس تعریف ارائه شده توسط Seuring and Müller (2008a)، SSCM می تواند به صورت "مدیریت مواد، اطلاعات و جریان سرمایه و همچنین مشارکت بین شرکت ها طی زنجیره تامین تعریف شود در حالی که همه اهداف مدنظر ابعاد توسعه پایدار مانند اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی را تامین کرده، و به نظر می رسد که برگرفته از نیازهای مشتریان و سهامداران است". چند نکته در این تعریف وجود دارد.اول اینکه، این به طور خاص خواستار همکاری شرکای زنجیره است. این موضوع همشو با سایر محققان است که بر تقویت روابط در SSCM تاکید می کنند (e.g.,Sharfman et al., 2009). علاوه بر این، ملاحظات برابر در هر سه بعد پایداری پیشنهاد شده و چیزی است که Elkington (1997) از آن به عنوان رویکرد Triple Bottom Line (TBL) نام میبرند (Gimenez et al., 2012). در پایان، این تعریف مورد توجه سهامداران زنجیره تامین قرار گرفته که باید به عنوان الزامات قانونی برای فعالیت در زنجیره تأمین شناخته شود (Müller et al., 2009a). این نه تنها دربرگیرنده مشتریان بلکه NGOها، تامین کنندگان یا مالکان قانونی نیز می شود (Emmehainz and Adams, 1999; Seuring and Müller, 2008a). علاوه بر این، ما سهامداران به دو گروه تقسیم بندی کردیم که به قدرت واقعی آن ها در آسیب رساندن یا حمایت از سازمان بستگی دارد (Madsen and Ulhøi, 2001; Buysse and Verbeke, 2003). از آنجا که منابع مشارکت سهامداران محدود است، سازمان ها معمولاً تاکید بیشتری روی این سهامداران دارند و در واقع می توانند فشار خاصی را اعمال کنند (Polonsky and Scott, 2005). بر همین اساس ما آن ها را گروه های فشار نامیدیم. همزمان با آن، به ویژه برای شرکت هایی که از یک استراتژی پایدار تبعیت می کنند، نیاز است که اغلب سهامداران نیز در نظر گرفته شوند؛ در نتیجه ما آن ها را مانند بیشتر گروه های سهامداری کلی، در یک چهارچوب قرار می دهیم.
قابلیت های پویا
قابلیت های پویا اولین بار توسط Teece et al.(1997) پیگیری شدند تا مزیت رقابتی و عملکرد در بازارهای درحال تغییر پویا و منسجم توضیح داده شود (see also Eisenhardt and Martin, 2000; Easterby-Smith et al., 2009). Helfat et al. (2007) قابلیت پویایی را به عنوان "ظرفیت یک سازمان در تولید هدفمند، گسترده یا تغییر منابع اصلی " تعریف کردند و به صورتی است که به ارزش اقتصادی بالاتری نسبت به رقبایش برسد. ارزش اقتصادی با سود حاصل از مشتریان ارتباط دارد (Peteraf and Barney, 2003) و در نتیجه محدود به عملکرد اقتصادی نیست و می تواند در سایر زمینه های عملکردی و همچنین در مورد SSCM در میان دو بعد دیگر پایداری یافت شود. Eisenhardt and Martin (2000) بیان کردند که DC ها عبارتند از " فرایندهای کارخانه که از منابع-به ویژه فرایندهای تلفیق، پیکربندی مجدد، دستیابی و رهاسازی منابع- استفاده می کنند تا تغییر بازار را ایجاد کرده یا با آن مطابق شوند. درنتیجه قابلیت پویایی یک روال سازمانی و استراتژیک است که در آن کارخانه ها سازمانبندی جدیدی از منابع را ارائه می دهند". به این ترتیب، DCها می توانند به عنوان دسته ای توانمندی ها هستند نه فقط فرایندهای جداگانه.