چکیده
1. مقدمه
2. دو راهکار برای حل معضل تفکیک زباله
3. روشها
4. نتایج
5. بحث و نتیجه گیری
منابع
چکیده
کشور چین در طول سال های گذشته با معضل افزایش سریع حجم پسماندهای جامد روبرو بوده است؛ برای پیشرفت اقتصاد فناوری بازیافت و نگهداری از محیط زیست شهری، مسئله تفکیک پسماندهای خانگی به یک استراتژی ملی در سراسر کشور چین تبدیل شده است. با اینحال، بخاطر استفاده رایگان برخی افراد از کالاهای عمومی همانگونه که در سایر اقدامات جمعی طرفداران محیط زیست نیز مشاهده می شود، ممکن است استراتژی تفکیک پسماندها به شکست بیانجامد. در این مطالعه، اثرات انگیزه اقتصادی و نفوذ عوامل اجتماعی، که از لحاظ تئوری دو راه حل کلی برای رفع معضل تفکیک پسماندها هستند، به ترتیب، بر اقتصاد، منطق جامعه-شناختی/اجتماعی، و منطق روان شناختی، آزموده شده است. 188سکنه سه شهرک در شهر هانگژوا، استان ژجیانگ به عنوان گروه کنترل یا یکی از دو گروه موردآزمایش درنظر گرفته شدند؛ به منظور تشکیل گروه های حامی محیط زیست، افراد موجود در گروه آزمایشی با روش هایی همچون اعطای پاداش اقتصادی و آمارگیری از درب منازل تشویق شدند تا در اقدامات مربوط به تفکیک پسماندها مشارکت نمایند. اثرات اقدامات مداخله ای در طی شش ماه، آنالیز گردیدند و نتایج نشان دادند که برای ترغیب افراد به سمت عمل تفکیک پسماندها، انگیزه اقتصادی، مؤثرتر از بسیج عموم مردم بود. آزمایش های دیگر نشان دادند که مؤلفه خودکارآمدی، تاحدودی عامل میانجی و مؤثر بر این دو استراتژی است؛ در حالیکه مؤلفه هنجارهای شخصی (بجای مؤلفه نشان دادن رفتار) ارتباط مثبتی با این دو استراتژی داشت. علاوه براین، اثرات تعدیل کنندگی چند متغیر آماری-اجتماعی بر مکانیسم های روان شناختی نیز مورد بررسی قرار گرفتند. در بخش نتیجه گیری، در مورد یافته ها، محدودیت ها و پیشنهادات لازم برای تحقیقات آتی، و خط مشی های این مطالعه، بحث می شود.
دو راهکار برای حل معضل تفکیک زباله
در بیشتر موارد، یک اقدام جمعی موفق، لازمه ارائه خدمات عمومی کارآمد است. براساس نظریه انتخاب منطقی، اولسون (1965) ادعا کرد که هیچ شخص خودپسندی در خدمات عمومی شرکت نخواهد کرد مگراینکه اندازه گروه، کوچک باشد یا آن شخص توسط برخی عوامل خارجی مانند انگیزه های اقتصادی انتخابی، تحریک شود یا تحت فشار و اجبار قرار گیرد؛ این انگیزه ها می توانند آگاهی هر فرد و میزان همرنگ شدن او با جمع شرکت¬کننده را بالا ببرند. متعاقباً، اوستروم (1990،2000) و سایر محققان، تز "مشارکت صفر درصدی" را به چالش کشیدند و پیشنهاد دادند: در سیستم حکومتی خودسازمان یافته، که در آن مردم برای حفاظت از منابع مشترکشان با یکدیگر همکاری می کنند، می توان به نفوذ اجتماعی شدید یا هنجارهای رفتاری قوی دست پیدا کرد. با توجه به وضعیت تفکیک زباله، انگیزه اقتصادی و نفوذ اجتماعی نه تنها دو شاخصه مهم برای پیش بینی رفتار تفکیک زباله در مطالعات روان شناختی هستند (گراژدانی، 2016؛ کراکوزیان، 2016؛ پاکپور و همکاران، 2014؛ زو و همکاران، 2017) بلکه به وضوح، تئوری طراحی مداخلات رفتاری را نیز نشان می دهند (واروتو و اسپاگنولی، 2017).
روشها
شیوههای تفکیک زباله در شهر هانگزو
هانگزو به عنوان یک کلان شهر آزمایشی در چین، از سال 2000 رفتار تفکیک زباله را ترویج داده است؛ اما تفکیک زباله فقط در برخی مناطق این شهر انجام می شود و میزان تولید سالانه پسماندهای شهری هنوز هم در حال افزایش می باشد (زو و همکاران، 2017). رویکرد اصلی اتخاذشده توسط دولت محلی شهر هانگزو تهیه وسایل لازم برای دسته بندی زباله ها (مانند: کیسه های زباله و سطل های بازیافت) و آگاهی بخشی به ساکنین درمورد چرایی و چگونگی تفکیک کردن زباله ها ازطریق کمپین های آموزشی محلات می باشد. برخی بخش های غیررسمی مرتبط با بازیافت زیاله ها ازجمله رفتگران، خریداران دوره گرد، و دستفروشان نیز در تشویق افراد برای بازیافت زباله های خانگی نقش دارند؛ اما بخاطر وجود مقررات رسمی فراوان و رکود اقتصادی بازار تجارت کالاهای مصرفی در این سالها، نقش آنها (بخصوص در آزمایش ما) نادیده گرفته شده است. اخیراً، درآمد سالانه دولت از خدمات عمومی از محل شرکت های رسمی بازیافتی تأمین شده است و به رویکرد جدیدی برای تشویق مردم به تفکیک زباله در شهر هانگزو تبدیل شده است. یک روش رایج برای تشویق مردم به تفکیک زباله های خانگی این است که شرکت های بازیافت، یک طرح پاداش برای عملکرد افراد درنظر بگیرند؛ و غالباً از کمک های مالی دولت در این زمینه و تولید محصولات بازیافتی، سودآوری داشته باشند.