ترجمه مقاله درک تغییر فناورانه: تبیین دیدگاه های مختلف در زمینه نوآوری و تغییر فناورانه

قیمت خرید این محصول
۱۲۴,۰۰۰ تومان
دانلود مقاله انگلیسی
عنوان فارسی
درک تغییر فناورانه: تبیین دیدگاه های مختلف در زمینه نوآوری و تغییر فناورانه
عنوان انگلیسی
Understanding technological change: explanation of different perspectives on innovation and technological change
صفحات مقاله فارسی
19
صفحات مقاله انگلیسی
14
سال انتشار
2011
رفرنس
دارای رفرنس در داخل متن و انتهای مقاله
سایز ترجمه مقاله
14
فرمت ترجمه مقاله
pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
فرمت مقاله انگلیسی
pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
فونت ترجمه مقاله
بی نازنین
کد محصول
12688
بیس
نیست ☓
پرسشنامه
ندارد ☓
رفرنس در ترجمه
در داخل متن و انتهای مقاله درج شده است
ضمیمه
ندارد ☓
فرضیه
ندارد ☓
متغیر
ندارد ☓
مدل مفهومی
ندارد ☓
وضعیت ترجمه عناوین تصاویر و جداول
ترجمه شده است ✓
وضعیت ترجمه متون داخل تصاویر و جداول
ترجمه شده است ✓
وضعیت ترجمه منابع داخل متن
ترجمه شده است ✓
وضعیت فرمولها و محاسبات در فایل ترجمه
ندارد ☓
رشته و گرایش های مرتبط با این مقاله
مدیریت - مهندسی صنایع - مدیریت فناوری الاعات - مدیریت نوآوری و فناوری - مدیریت نوآوری و تکنولوژی - نوآوری تکنولوژی
۰.۰ (هنوز امتیازی ثبت نشده است)
فهرست مطالب

1. مدل خطی
2. ماهیت نظاموَند نوآوری
3. عملکرد سیستم نوآوری
4. شکست‌های نظاموَند/مسائل نظاموَند
5. انواع مختلف سیستم‌های نوآوری
6. مقایسه رویکرد سیستم نوآوری با سایر رویکردها
منابع

نمونه چکیده ترجمه متن فارسی

مدل خطی

     یکی از نخستین چارچوب‌های نظری که برای درک تاریخی علم و فناوری و رابطه آن با اقتصاد تهیه شد، «مدل خطی نوآوری» بود. این مدل فرض را بر این می‌گذارد که نوآوری با تحقیق پایه شروع می‌شود و سپس تحقیق و توسعه‌‌ی کاربردی را به آن می‌افزاید و با تولید و انتشار پایان می‌یابد: تحقیق پایه > تحقیق کاربردی > توسعه > تولید و انتشار این مدل بسیار تاثیرگذار بوده است. سازمان‌های آکادمیک بعنوان یک لابی برای صندوق‌های پژوهش و اقتصاددانان نئوکلاسیک بعنوان مشاوران کارشناس برای سیاست‌گزاری، این مدل یا درک مبتنی بر آن را اشاعه داده‌اند و حمایت دولت از علومی که از چنین مدلی استفاده می‌کند را توجیه کرده‌اند. در نتیجه، خطمشی‌های علمی و دانشگاهیانی که به مطالعه‌ی علم و فناوری می‌پرداختند، دهه‌ها حامل تلقی و برداشتی خطی بودند (کدین 2006). از این مدل خطی به دلیل نادیده‌گرفتن لوپ‌های بازخورد، سیگنال‌های بازار و یادگیری تکرارشونده انتقاد شده است (شاپیرا 2010). همانطور که روزنبرگ و سایرین (1994) ادعا کرده‌اند «همه می‌دانند که مدل خطی نوآوری، منسوخ شده است».

ماهیت نظاموَند نوآوری

     بنابراین دیدگاه مدرن درباره‌ی نوآوری، فراتر از مدل خطی می‌رود و بر خصیصه‌ی پیچیده‌ی نوآوری تاکید می‌کند. مهمترین چارچوب جهت درک فرایند کامل نوآوری، چارچوب سیستم نوآوری است. این چارچوب، پیچیدگی نوآوری را به‌رسمیت می‌شناسد و تاکید می‌کند که شرکت‌ها بصورت منفک و جداافتاده نوآوری نمی‌کنند بلکه با سازمان‌های بسیاری همکاری می‌کنند و به کنش‌های سایر سازمان‌ها نیز اتکا دارند. این سازمان‌ها ممکن است سایر شرکت‌ها، مجموعه‌های دولتی، ان‌جی‌اُ، دانشگاه‌ها، سازمان‌های واسطه و غیره باشند. در کنار سازمان‌ها، شرکت‌ها نیز تحت تاثیر نهادهایی قرار دارند که می‌توان آنها را قواعد بازی تعریف کرد. بطور کلی، متون پژوهشی بین نهادهای رسمی و غیررسمی تمایز قائل می‌شوند. نهادهای رسمی، مقررات و قوانین هستند و نهادهای غیررسمی، ارزش‌ها، هنجارها و انتظارهای مشترک، روتین‌ها و فریم‌های شناختی مشترک هستند که بر کنش‌های سازمان‌ها تاثیر می‌گذارند. تعریفی رسمی از یک سیستم نوآورانه مبتنی بر تعریفی که فریمان (1987) ارائه کرده است، این است: شبکه‌های سازمان‌ها و نهادها در بخش‌های عمومی و خصوصی که فعالیت‌ها و تعامل‌هایشان، فناوری‌های جدیدی را آغاز و وارد می‌کنند و انتشار می‌دهند. یک تعریف حتی گسترده‌تر که ادکوئیست (1997) ارائه کرده است، این است: «تمام عوامل مهم اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سازمانی و نهادی که بر توسعه، اشاعه و استفاده از نوآوری‌ها تاثیر می‌گذارند». ما چنین تعریف بسیار گسترده از سیستم‌های نوآوری را تایید نمی‌کنیم زیرا شامل تقریباً همه‌چیز می‌شود. آنچه این تعریف به‌روشنی نشان می‌دهد، این است که شرکت‌های نوآور در یک محیط اجتماعی-اقتصادی بسیار گسترده‌تر تعبیه شده‌اند که در آن‌، تاثیرهای سیاسی و فرهنگی بهمراه خطمشی‌های اقتصادی به تعیین فروش، سمت‌وسو و موفقیت نسبی فعالیت‌های نوآوری کمک می‌کنند (ادکوئیست 2004). مدل نوآوری با مدل خطی تعارض ندارد. در واقع مراحل تعریف‌شده در مدل خطی، واقعی و مهم هستند. با اینحال، چارچوب سیستم‌های نوآوری بر این موضوع تاکید می‌کنند که این فازهای نوآوری تحت تاثیر یک محیط بسیار گسترده‌تر قرار می‌گیرند که در آن فرایند نوآوری رخ می‌دهد و به دلیل همین محیط، لوپ‌های بازخورد متعددی بین فازهای مختلف وجود دارد.

عملکرد سیستم نوآوری

     مقاله‌ی جدیدی که در زمینه نظریه‌ی سیستم‌های نوآوری نوشته شده است، تصدیق این موضوع است که یک سیستم فقط از مولفه‌ها تشکیل نشده است بلکه از نظر یک تحلیلگر یا سیاستگزار، از یک کارکرد نیز برخوردار است. کارکرد اصلی یک سیستم نوآوری از نظر یک سیاستگزار یا تحلیلگر، توسعه‌ و اشاعه‌ی نوآوری‌ها است. در نظریه‌ی کلی سیستم‌ها، کارکرد سیستم یک بخش نرمال از نظریه‌ی سیستم‌ها است. اما مفهوم سیستم‌های نوآوری، ریشه در نظریه‌ی عمومی سیستم‌ها ندارد بلکه بعنوان پاسخی برای دیدگاه فروبهین در زمینه نوآوری در اقتصادهای نئوکلاسیک (مدل خطی نوآوری)، توسط اقتصاددان‌های ناهم‌اندیش شکل گرفته است. بینش‌های حاصل از نظریه‌ی سیستم‌های عمومی، به چارچوب سیستم‌های نوآوری افزوده شدند تا به ضعف بنیادین چارچوب سیستم نوآوری بپردازند: فقدان عوامل تبیینی سطح سیستم (لیو و وایت 2001). با تمرکز صِرف بر ساختار یک سیستم نوآورانه، می‌توان تحلیل کرد که کدام سازمان‌ها و نهادها در یک سیستم نوآوری حضور دارند اما بدون مفهوم کارکردهای سیستم بعنوان تحلیلی از ساختار سیستم نوآوری، موجب روشن شدن این موضوع نمی‌شود که یک سیستم نوآوری چطور کار می‌کند. جکوبسون و جانسون (2003) معتقدند که به منظور پشتیبانی از نوآوری، تعدادی از کارکردها باید درون آن به خدمت گرفته شوند. در متون پژوهشی، مجموعه‌های متعددی از کارکردهای سیستم ذکر شده‌اند. ما به توصیف فهرستی می‌پردازیم که غالباً توسط محققان اوترکت بکار رفته است و کاملاً نزدیک است به فهرست‌ بکاررفته در مقاله‌های بعدی که جاکوبسون و آنا برگک از دانشگاه چالمرز نوشته‌اند (برگک 2008).


بدون دیدگاه

دسته‌بندی