ترجمه مقاله رشد اقتصادی و تغییر فرهنگی

قیمت خرید این محصول
۱۷۲,۰۰۰ تومان
دانلود مقاله انگلیسی
عنوان فارسی
رشد اقتصادی و تغییر فرهنگی
عنوان انگلیسی
Economic growth and cultural change
صفحات مقاله فارسی
33
صفحات مقاله انگلیسی
11
سال انتشار
2013
رفرنس
دارای رفرنس در داخل متن و انتهای مقاله
سایز ترجمه مقاله
14
فرمت ترجمه مقاله
pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
فرمت مقاله انگلیسی
pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
فونت ترجمه مقاله
بی نازنین
نشریه
الزویر - Elsevier
نوع ارائه مقاله
ژورنال
نوع مقاله
ISI
نوع نگارش
مقالات پژوهشی (تحقیقاتی)
شناسه ISSN مجله
1053-5357
کد محصول
12683
بیس
نیست ☓
پرسشنامه
ندارد ☓
رفرنس در ترجمه
در داخل متن و انتهای مقاله درج شده است
ضمیمه
ندارد ☓
فرضیه
ندارد ☓
متغیر
دارد ✓
مدل مفهومی
ندارد ☓
وضعیت ترجمه عناوین تصاویر و جداول
ترجمه شده است ✓
وضعیت ترجمه متون داخل تصاویر و جداول
ترجمه شده است ✓
وضعیت ترجمه منابع داخل متن
ترجمه شده است ✓
وضعیت فرمولها و محاسبات در فایل ترجمه
تایپ شده است ✓
doi یا شناسه دیجیتال
https://doi.org/10.1016/j.socec.2013.02.011
رشته و گرایش های مرتبط با این مقاله
اقتصاد - مدیریت - توسعه اقتصادی و برنامه ریزی - مدیریت منابع انسانی
کلمات کلیدی
پیشینه فرهنگی - عملکرد رشد - رشد اقتصادی - عوامل رشد پایه - دیگر عوامل رشد - تغییر فرهنگی
کلمات کلیدی انگلیسی
Cultural background - Growth function - Economic growth - Basic growth factors - Remaining growth factors - Cultural change
مجله
The Journal of Socio-Economics
۰.۰ (هنوز امتیازی ثبت نشده است)
فهرست مطالب

چکیده
1. مقدمه
2. پیشینه نظری و متغیرهای مورد استفاده
3. روش مورد استفاده و نتایج تجربی
4 .کار تجربی و بحث در مورد نتایج
5 .نتیجه‌گیری
منابع

نمونه چکیده ترجمه متن فارسی

چکیده

     این مقاله به تفسیر نرخ رشد سالانه بر اساس تاثیر عوامل رشد پایه (سرمایه، نیروی کار، سرمایه انسانی) و پیشینه فرهنگی به عنوان «عوامل باقی‌مانده» کمک می‌کند. این مقاله از متغیرهایی برای نشان دادن این اثرات استفاده می‌کند که با استفاده از آنالیز اجزای تشکیل دهنده اصلی و رگرسیون در زمینه چارچوب رشد افزایش سولو – رومر  تجزیه و تحلیل می‌شوند. متغیرهای پیشینه فرهنگی به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند: متغیرهای «گرایش اجتماعی» و «گرایش بهره‌وری». ما نظریه‌ای را که درون چارچوب رشد شناخته شده متغیرهای «گرایش بهره‌وری» به طور چشمگیری بر رشد اقتصادی تاثیر می‌گذارد، تدوین کردیم، در حالی که تاثیرات «گرایش اجتماعی» به طور کلی غیر قابل پیش‌بینی‌اند. نتایج نشان می‌دهد که پیشینه فرهنگی تاثیر مثبتی بر نرخ رشد سالانه دارد. با این حال، «گرایش اجتماعی» نقش اصلی (مثبت) ایفا می‌کند. علاوه بر این، با اجرای آنالیز میزان حساسیت بر پیشینه فرهنگی، نتایج نشان می‌دهد که پیشینه فرهنگی نقش تفسیری قوی در نرخ رشد سالانه دارد. زوال «گرایش اجتماعی» پیشینه فرهنگی تاثیر منفی بر رشد GDP سالانه دارد. این مقاله به قدرت توضیحی و حیاتی «گرایش اجتماعی» پیشینه فرهنگی برای نرخ رشد سالانه اشاره دارد.

پیشینه نظری و متغیرهای مورد استفاده

کمک و چارچوب نظری «عوامل باقی‌مانده»

     در زیر لایه نظری نئوکلاسیک سولو و رومر، بخش تفسیر نشده رشد – نرخ تغییر «عوامل باقی‌مانده کمک کننده به رشد» - به اصطلاح باقی‌مانده سولو است (سولو، 1957). این بخش از رشدی که توسط سرمایه، نیروی کار، سرمایه انسانی و تکنولوژی تفسیر نمی‌شود، تشکیل شده است. این امر معمولا، به عواملی نظیر پیشینه موسسه‌ای و فرهنگی فرآیند رشد که جامعه را توصیف می‌کند، ارتباط دارد. گفته شده است که بخش غیر قابل توضیح توسعه، به استثنای کمک سرمایه و نیروی کار، می‌تواند به تغییر تکنولوژیکی (اگیون و هویت ، 1988؛ رومر، 1990)، شرایط پذیرش تکنولوژی‌های جدید یا نقش نیروهای درونی رشد یا اقتصاد خارجی از طریق انباشتگی سرمایه انسانی، نسبت داشته شود (لوکاس ، 1988؛ رومر، 1986). علاوه بر این، سیاست اقتصادی (ایسترلی ، 2001)، میزان برون‌زایی اقتصادی (فرانکل  و رومر، 1999)، نقش سیستم اقتصادی (لواین و همکاران ، 2000) و اثرات سیاست‌های اقتصاد خرد و تورم (فیشر ، 1993) همه می‌توانند اثرات چشمگیری داشته باشند. مطابق مقالات حسابداری رشد و به دنبال فرضیه کاب – داگلاس در مورد بازگشت مداوم به مقیاس، اجزا (انعطاف‌پذیری نیروی کار و سرمایه) به یک  خلاصه می‌شوند. به این دلیل که از مقدار رشد GDP و میزانی از این رشد که مربوط به سرمایه است، نیروی کار و سرمایه انسانی، آگاهی داریم، می‌توانیم آنچه را که باقی می‌ماند را به عنوان اثر «عوامل باقی‌مانده کمک‌کننده» به رشد در نظر بگیریم. این افزایش مجموع سودمندی است (سودآوری فاکتور کلی).

روش مورد استفاده و نتایج تجربی

     پس از اوون و همکاران (2009)، مدل تجربی که تخمین زدیم شامل رگرسورهایی (کاهنده‌هایی) است که عوامل تقریبی رشد اقتصادی را مشخص می‌کنند. سرمایه‌گذاری در اقتصاد، آموزش اعضای جامعه و رشد جمعیت نیروی کار به عنوان سنجش مستقیم رشد عوامل تولید محسوب می‌شوند. علاوه بر این، عوامل رشد مدل پایه آنهایی هستند که مربوط به مدل نئوکلاسیک تقویت شده بوده که توسط مانکیو و همکاران  (1992)، و همچنین  عوامل موثر رشد اقتصادی شناسایی شده توسط لوین و رنالت  (1992) معرفی شدند.


بدون دیدگاه

دسته‌بندی