تئوری تکاملی چیست؟
«تئوری توسعه اقتصادی»- ارزیابی بحرانی
تجارب آمریکا و بازگشت به تاریخ گرایی
نتیجهگیری
منابع
چکیده
علیرغم کارهای برجسته جوزف ا. شومپیتر از نظر ارجاعات، چیزی مانند مکتب شومپیتر در اقتصاد وجود ندارد- حتی با وجود این که در دوران تصدی وی در دانشگاه هاروارد از سال 1932 تا زمان مرگش در سال 1950، شومپیتر شاگردان بسیار با استعدادی داشت. از جمله شاگردان او که فقط به ذکر چند مورد میپردازیم عبارتند از برگسون ، ژرژسو-روژن ، گودوین ، هیرشلیفر ، موسگریو ، ساموئلسون ، استولپر و توبین - که به نوبه خود اقتصاددانان برجستهای بودند، اگرچه کلاسهای شومپیتر را تحسین نمیکردند، با علاقه از آن یاد میکردند. با این حال، در تحقیقاتشان، راههای متنوعی را پشت سر گذاشتند بدون آنکه بیش از حد، اندیشه شومپیتر را بر توسعه سرمایهداری مدرن اعمال کنند. دلیل آن که در اینجا ارائه خواهد شد، این است که شومپیتر هیچ سیستم نظری قطعی را برای شاگردان خود، مانند میل یا مارشال که در قبل از خودش و ساموئلسون پس از خودش مرده بودند، باقی نگذاشته بود. آنچه او به جا گذاشت این بود كه با موضوعات بسیار گسترده با روشی نسبتاً الكترونیكی روبرو شوند، هرچند كه با چارچوب و جهانبینی اقتصادی متمایز با آن تفسیر شود.
تئوری تکاملی چیست؟
مفهوم تکامل از مباحث اواخر قرن 18 و اوایل قرن نوزدهم در فلسفه و علوم اجتماعی است (مرجع: شومپیتر، 1954: قسمت سوم، فصل 3؛ بولر ، 1989: فصل 3 و 4). در عوض ، مفاهیم مدرن تکامل معمولاً با تئوری جدید و بسیار موفقتر نسبت به داروین در انتخاب طبیعی با همه پسوندهای قدرتمند آن در زیستشناسی مشخص میشوند. این مسأله در اقتصاد نیز صادق است که در آن اغلب، توصیفی از رویکرد تکاملی با مراجعه به تئوری داروینی در زیستشناسی تکاملی انجام میشود- معمولاً به روش قیاس (مثلاً بولینگ ، 1981؛ نلسون و وینتر ، 1982؛ هاجسون ، 1993). قدرت توضیح نظریه داروین (نئو) در رابطه با پدیدههای تکاملی درون زیستی را به آسانی میتوان انکار کرد، اما اهمیت آن برای حوزه انسانی، جایی که هوش و نیت انسان از اهمیت ویژهای برخوردار است، نامشخص بوده و مورد اختلاف است. به جای بحث درباره مناسب بودن انتقال قیاسهای بیولوژیکی برای اقتصاد، با وجود تمام خطرات ناشی از آن، بحث درباره مفهوم و شکل رویکرد تکاملی برای اقتصاد بهتر، روشی است که بر اساس مفهوم تعمیمیافته تکامل پایهگذاری میشود.
«تئوری توسعه اقتصادی»- ارزیابی بحرانی
همانطور که قبلاً نیز اشاره شد، رویکرد شومپیتر (1912)، که با چندین نسخه اصلاح شده - و بدون فصل هفتم اصلی - در نسخه انگلیسی 1934 منتشر شد، در متن و با استناد به نظریههای تعادل معاصر ارائه شد . در مقایسه با این، شومپیتر دو تغییر اساسی پیشنهاد کرد. اول، او روش تحلیل ایستا را به نفع رویکرد پویا رها کرد. بر این اساس، او مفهوم (ایستایی) تعادل را از نظر رویکرد پویا به عنوان حالت ثابت در اقتصاد، مجدداً تفسیر کرد. به معنای واقعی کلمه، چنین وضعیتی در واقعیت به ندرت به دلیل اختلالاتی بدست میآید که در خارج از حوزه اقتصاد ایجاد شدهاند. بنابراین شومپیتر از مفهوم «جریان مدور» برای توصیف وضعیت کارهایی استفاده کرد که در آن، مشاغل عادی و روال در رفتار کارگزاران اقتصادی حاکم است و در جایی ارائه میشود که هیچ چیز به معنای جدیدی رخ نمیدهد، حتی اگر برخی از دادهها به دلیل اختلالات برونزا تغییر کنند. مطابق با این تفاهم، دومین نوآوری که شومپیتر معرفی کرد، این ایده بود که تغییراتی در اقتصاد به صورت درونزا نیز ایجاد شود . از آنجا که توسعه اقتصادی واقعی- به گفته شومپیتر (1934: 58) شامل دنبالهای از موقعیتهای تاریخی است که در آن تک تک موارد خاص فقط با توجه به موارد قبلی قابل درک هستند- بدیهی است که همیشه در جریان مدور قرار نمیگیرد و نظریه اقتصادی با این سؤال مواجه است که چه چیزی باعث ایجاد فاصله از حالتهای گردش مدور میشود. شومپیتر (همانجا) استدلال كرد كه پاسخ را نمیتوان از نظر تئوری تعادل بدست آورد، زیرا نظریهای را توصیف میكند كه «حاوی هیچ چیز نیست، و این نشاندهنده ایجاد احتمال توسعه ذاتی از درون خودش است».