چکیده
1. مقدمه
2. اهداف
3. طرح ریزی مداخله
4. طراحی مداخله
5. بحث
6. محدودیت ها
7. نتیجه گیری
منابع
چکیده
هدف: والدین برای اینکه تشخیص ابتلا به سرطانشان را با فرزندانشان در میان بگذارند به کمک سازنده مراقبان بهداشتی نیاز دارند. مراقبان بهداشتی اطمینان کافی برای شروع و تسهیل ارتباط والدین-فرزندان را ندارند و نیازمند آموزش هستند. برای پرکردن این خلاء آشکار، این مقاله طراحی، توسعه و ارزیابی فازهای یک مداخله یادگیری الکترونیکی را با استفاده از یک رویکرد فرد-محور بیان می کند. روش ها: فازهای طراحی و توسعه شواهد کمی و کیفی موجود در مقالات مروری پیشین، یک گروه کارشناسی و داده های بدست امده از پژوهش اولیه روی دو گروه از متخصصان سرطان (n=23) را ترکیب کرد تا پروتوتایپ (نمونه اولیه) مداخله یادگیری الکترونیکی را ایجاد کند. برای ارزیابی قابلیت نمونه اولیه از رویکردی با 14 مصاحیه فکرگویی استفاده شد که منجر به حرکت پیوسته بین جمع آوری داده، آنالیز و اصلاح مداخله یادگیری الکترونیکی شد. نتایج: به کارگیری کاربران نهایی در طول تمام فازهای این فرایند، توسعه مداخله را بهینه ساخت. در نتیجه، در کنار ویدیوهای نقش آفرینی و کارهای هنری کودکان که نظرات خود را درباره سرطان والدین بیان می کنند، یک چهارچوب ارتباطی در مورد نحوه شروع ارتباط مراقبان بهداشتی با والدین یکپارچه سازی شد. در طول فاز ارزیابی، مصاحیه های فکرگویی مشکلات پیمایشی کلیدی را شناسایی کرد که اصلاح و برطرف شدند. کمترین اصلاحات روی محتوا و " ببین و احساس کن" صفحات نمایشگر انجام شد. نتیجه گیری: رویکرد سیستماتیک، تعاملی و فرد محور دید مهمی نسبت به افزایش قابل پذیرش بودن مداخله یادگیری الکترونیکی باز کرد. فراهم کردن یک توصیف دقیق از پایه هایی که توسعه این یادگیری الکترونیکی بر اساس آنها پایه گذاری شده است، فرایندبرنامه ریزی و طراحی را شفاف می¬کند و بنابراین به پیوستگی روش شناسی کمک می کند.
اهداف
توسعه و ارزیابی یک مداخله یادگیری الکترونیک با استفاده از یک رویکرد فردمحور برای افزایش خودکارآمدی HCPها برای حمایت از والدینی که سرطان آنها تازه تشخیص شده تا بتوانند با فرزندانشان ارتباط برقرار کنند.
طراحی مطالعه
این مطالعه از یک رویکرد فردمحور استفاده کرده است که یک فرایند انعطاف پذیر و سیستماتیک برای توسعه مداخله است که بر اهمیت دخالت کاربر نهایی و ارزیابی تعاملی برای ارتقای کارآمدی و قابل قبول بودن تاکید دارد ((Yardley et al., 2015b). رویکرد فردمحور دو عنصر اصلی دارد. اولا، این رویکرد سعی می کند از طریق استفاده تعاملی از تحقیقات کیفی یک درک عمیق ایجاد کند. یافته های این تحقیق اولیه، شامل بررسی مقالات کیفی و کمی مرتبط و نظر متخصصان می باشد. این مرحله در رویکرد فردمحور یک درک دقیق از موانع و محرک های احتمالی برای راه اندازی این مداخله ایجاد می کند. جزء کلیدی دوم ایجاد اصول راهنماییست که 1)اهداف اصلی طراحی مداخله از نظر تغییر در رفتار و نتایج و 2) خصوصیات کلیدی مداخله برای رسیدن به هر کدام از این اهداف را توضیح دهد. برنامه ریزی، طراحی و ارزیابی این مداخله یادگیری الکترونیکی در چهار فاز پوشش داده شد. فاز اول به نظریه و شواهد ایجاد شده برای برنامه ریزی این مداخله را شامل می شود. فاز دوم توضیح می دهد که چگونه تحقیق کیفی اولیه به عنوان بخشی از طرح ریزی این مداخله استفاده می شود. با استفاده از داده های بدست امده از دوفاز قبلی، فاز سوم نشان می دهد که چگونه یک گروه کاری همکاری کننده طراحی شده، محتوا ویرایش شده و ارائه مداخله یادگیری الکترونیک با استفاده از اصول راهنما انجام می شود. سرانجام، فاز چهارم ارزیابی های انجام شده برای بررسی کارایی مداخله را یادگیری الکترونیکی از طریق مصاحبه های فکرگویی را گزارش می دهد. این چهار فاز در شکل 1 به تصویر کشیده شده است. این مطالعه با استفاده از راهنمای COREQ گزارش می شود (Torg et al 2007).