چکیده
1. مقدمه
2. تحقیقات حسابرسی بخش عمومی در مقالات قبلی
3. توضیحات برای ارزش حسابرسی در مقالات قبلی
4. شواهد تاریخی
5. بحث و مسائل مربوط برای تحقیق بیشتر
منابع
چکیده
این مقاله ارزش حسابرسی مالی در بخش عمومی را بررسی میکند. این مطالعه از تئوریهای حسابرسی مرتبط با بخش خصوصی و عمومی استفاده میکند و روشهایی که در آن بخش حسابرسی عمومی میتواند ارزشمند باشد را مورد بررسی قرار میدهد. این امر بیانگر وجود چند توضیح تکمیلی است که میتوانند برای بررسی ارزش حسابرسی عمومی شامل توضیحات نمایندگی (کارگزاری)، علامتدهی، بیمه، کنترل مدیریت، حاکمیت و تأییدیه استفاده شوند. شواهد حاصل از تحقیق و تاریخچه عموماً با توضیحات نمایندگی و کنترل مدیریت سازگار است. در حالی که شواهد حاصل از تحقیق حاکی از آن است که حاکمیت تأثیر متفاوتی در بخش عمومی در مقایسه با بخش خصوصی دارد اما چندین مورد از توضیحات علامتدهی و بیمه حمایت میکنند. فرض تأییدیه نیز به طور بالقوه مورد تأیید است. مروری بر تاریخچه توسعه عملکردهای حسابرسی بخش عمومی نشان میدهد که حداقل برخی از پیشرفتها با توضیحاتی مانند نظریه نمایندگی و کنترل مدیریت سازگار هستند. حسابرسی در بخش عمومی حوزهای است که در آن تحقیقات بیشتری قابل انجام است. این مقاله با ارائه موضوعاتی برای تحقیقات بعدی به پایان میرسد.
تحقیقات حسابرسی بخش عمومی در مقالات قبلی
یک مجموعهی در حال رشد از ادبیات حسابداری بخش دولتی وجود دارد که بر حسابداری مدیریت و دیگر مسائل حسابداری متمرکز است؛ گرچه شامل برخی از مطالعات حسابرسی نیز میشود. قابل توجه است که دو دستهی اصلی از مقالات پژوهشی وجود دارد؛ آنهایی که در ایالات متحده انجام شدهاند و آنهایی که در دیگر کشورها هستند (گودارد، 2010، ص 76). چند بررسی و مرور قابل توجه در مورد مقاله بر سایر رویکردهای تحقیق تمرکز دارد، که آنها را به عنوان "جایگزین" (برادبنت و کوتری، 2008)، "متنی" (برادبنت و اونرمن، 2011) یا "تفسیری" (گودارد، 2010)، در مقایسه با جریان اصلی یا تحقیق مثبت، تعریف میکنند. رویکردهای جایگزین اغلب از تحقیق کیفی استفاده میکنند، در حالی که رویکردهای جریان اصلی به احتمال زیاد کمی هستند (گودارد، 2010).
بررسی مطالعات جایگزین در حسابداری بخش دولتی نشان میدهد که طیف گستردهای از رویکردهای نظری مورد استفاده قرار گرفته است، که شامل مطالعات بسیاری نیز میشود که از این نظریه استفاده نمیکنند. از جمله رویکردهایی که به طور گسترده مورد استفاده قرار میگیرند، نظریهی نئو-نهادی و تئوری نظریهی نمایندگی هستند (جاکوبز، 2012). درخواستهایی برای تئوری "گریزناپذیری" وجود دارد (جاکوبز، 2012، ص 19)؛ هرچند که این پیشنهاد برای ریسک "الگویی بی فکری" مورد انتقاد قرار گرفت (مدل، 2013، ص 104). جاکوبز (2016، ص 469، 479) چنین ادعا میکند که نیاز به درک بیشتر و عمیقتر تئوریزاسیون وجود دارد.