فرضیات محدود کننده و نتایج گمراه کننده (نسخه استدلال امکان گرایی S&D)
تصمیم گیری در مورد اعتماد بیش از حد به عنوان یک استراتژی پیشگویانه مطرح نمیشود
امکان گرایی و پیش نیاز های آن در مورد گروه های فردی نسبت به یک معامله
اهمیت شناخت، نگرش ها، اهداف و رفتار کارآفرینی
فرضیات رفتاری جایگزین S&D
نتیجه گیری
منابع
ساراسواتی و دیو (S&D) در پاسخ به مقاله ما، با این موضوع موافق هستند. که امکان گرایی اعتماد بیش از حد را لحاظ کرده و نشان می دهد که اعتماد ارتباطی به یک کارآفرین مؤثر ندارد. همچنین آنها ادعا کردند که رویکرد ما در قبال کارآفرینی به صورت خصلت (صفت) محور است. ما به این نظرات با تبیین روش های دقیق تر در مورد نگرش کارآفرینان به اعتماد، پاسخ می دهیم. علاوه براین، با بیان فواید ( و محدودیت های) یک رویکرد خصلت محور در بیان نظریه کارآفرینی، ما نظر آنها را که مقاله ما مبتنی بر این رویکرد است، رد می کنیم. در نهایت ما به بیان فرضیات رفتاری جایگزین مورد اشاره S&D می پردازیم. صرف نظر از مزیت های این فرضیات جایگزین، آنها تناقضی با مقاله ما ندارند. ما معتقدیم که لازم است تا این فرضیات به شکل گسترده تر جهت تأثیر گذاری بر بحث در مورد مزیت های آنها جهت ایجاد نظریه پیشرفت در کارآفرینی، ارائه شوند.
فرضیات محدود کننده و نتایج گمراه کننده (نسخه استدلال امکان گرایی S&D)
S&D به این نتیجه رسیدند که اعتماد برای کارآفرینان در صورت استفاده آنها از منطق امکان گرایی، چندان ضروری نبوده و یا غیر مرتبط خواهد بود. این نگاه بدون هیچ گونه نتیجه ملموس در عمق تحلیلی موضوع، محدود کننده خواهد بود. نگاه ما منطبق با دهه ها تحقیق در مورد اقدامات فردی ( و اجتماعی) است که طی آن کلیه اقدامات انسان (کارآفرینی و غیره) نیازمند اعتماد هستند. در صورتی که انسان به اعتماد جهت انجام یک عمل نیاز داشته باشد، در این صورت کارآفرینان نیز به اعتماد نیاز دارند. به عبارت دیگر، نمی توان اعتماد را در اقدامات و عمل انسان لحاظ نکرد. ما در قسمت های بعد نشان می دهیم که امکان گرایی نیازمند فرض عدم وجود اعتماد جهت بیان تصمیم گیری کارآفرینانه نیست.
بحث S&D که طی آن اعتماد یا اعتماد بیش از حد برای کارآفرینان امکان گرا چندان ضروری نبوده و ارتباطی به آنها ندارد، مبتنی بر دو فرضیه و یک ادعا است. اولاً، S&D فرض میکنند که اعتماد در حوزه انحصاری استراتژی های پیشگویانه قرار می گیرد. با توجه به این که اعتماد مرتبط با این موضوع است که گروه های مؤثر حداکثر سعی خود در چانه زنی را انجام داده و از طرفی پیشنهادات ارائه شده توسط گوئل و کری (2006) نشان می دهند که امکان گرایان به احتمال زیاد بیش از حد اعتماد میکنند، S&D معتقدند که اعتماد در حوزه استراتژی های پیشگویانه قرار می گیرد. ثانیا، S&D فرض کرده اند که استدلال امکان گرایانه نشان می دهد که هر دو گروه طرف معامله از استراتژی های غیر پیشگویانه و استدلال امکان گرایانه استفاده میکنند. این موضوع بر اساس نگاه آنها، موجب از بین رفتن لزوم به کارگیری شروط مهم می شود (S&D، صفحه 279). از طرفی بر اساس نظر S&D، پیش بینی اعتماد به عنوان یکی از شروط اساسی محسوب می شود که با استفاده از این فرضیه در نظر گرفته نشده است. در نهایت، S&D بیان کرده اند که امکان گرایان از نوع دوستی هوشمندانه (سیمون 1993) به عنوان یک استراتژی منطقی استفاده میکنند و آنها در پی یافتن نشانه هایی از نوع دوستی هوشمندانه در دیگران هستند. حال ما به بررسی محدودیت های این فرضیات و این ادعا می پردازیم.