منطق سببی و اعتماد بیش از حد
بررسی داستان شرکت سیمپلات
خصوصیات روانشناختی کارآفرینان و استفاده از منطق سببی
فرضیات رفتاری کلی
نتیجهگیری
منابع
گوئل و کری ، در مقاله خود که در مورد کارآفرینی، عوامل سبب، و اعتماد بیش از حد است، به روابط بین عواملی سببی (علّی)، اعتماد بیش از حد، و خصوصیات روانشناختی کارآفرینان میپردازند. ما در این مورد خاص به بحث در مورد مقالهشان میپردازیم. گوئل و کری بر این اعتقاد هستند که سبب (یا علت)، فرضش را بر اعتماد بیش از حد قرار میدهد. به هر حال، ما به این مبحث میپردازیم که منطق سببی به شیوه متقاوت از آنچیزی که نشان میدهد، عمل میکند، زیرا به پیشبینی و فرض اعتماد نمیپردازد. مقاله گوئل و کری، همچنین توجهی به فرضیات رفتاری، تحت عواملی همچون اعتماد بیش از حد یا بیاعتمادی میکند. اعتقاد ما اینست که عوامل سببی بر مبنای فرضیات رفتاری به صورت متناوب است که عرصههای قابلتوجهی را برای پژوهشهای آینده در حوزه کارآفرینی مطرح میکند.
اگر از روش پیشگویانه در معامله با فرد غریبه استفاده کنیم، مستعد یک یا دو خطا هستیم که طبق گفته گوئل و کری عبارتند از: اعتماد بیش از حد یا بیاعتمادی. ویلیامسون از روش اعتماد کم حمایت میکند اما گوئل و کری بر این اعتقاد هستند که سبب (یا علت)، فرض بر اعتماد بیش از حد است و بر این اعتقاد هستند که اعتماد بهینه باید برقرار باشد. اما این روند اساسا نشان نمیدهد که طرفداران فرضیه سبب، معاملاتشان را بر این فرض قرار دهند که طرف دیگر معامله همیشه به تعهداتش پایبند است، حتی اگر اعتماد بیش از حد از این فرضیه حمایت کند.
نه تنها این فرضیه نشان میدهد که کارافرینی سببی، شرطی را در اینجا برقرار مینماید، گوئل و کری (2006) این ادعا را مطرح میکنند که کارافرینی سببی، شرطی را در نقطه مقابل کارافرینی ویلیامسون مطرح میکند (صفحه 479). در اینجا باید به این نکته مهم توجه داشت که ویلیامسون صریحا مقالهای را در مورد کارافرینی ارائه نداده بلکه به علت و معلول میپردازد. بعلاوه ویلسامسون حامی این واقعیت توصیفی نیست که بر مبنای ان انسان در واقع موجودی فرصتطلب است، در عوض، او طرفدار این شیوه است که زمانی که انسان دچار تردید میگردد، قراردادهایی باید تنظیم گردد تا انسان رفتار منصفانهای داشته باشد. سبب، شرایطی را مطرح میکند که تحت آن، نقطه مقابل آن را نیز میتوان مطرح نمود. یعنی در مواجهه با شرایط عدم قطعیت فلسفه نایت ، که تنها راهی که برای منفعت هر یک از طرفین معامله وجود دارد، مبتنی بر دادن تعهدات معتبر و یا جزئی در مسیر انجام معامله است حتی اگر در این مسیر هر یک از طرفین اطمینانی به طرف دیگر معامله نداشته باشد. معمولا، عدم توافق در جزییات معامله، آشکار میگردد.