تلفن: ۰۴۱۴۲۲۷۳۷۸۱
تلفن: ۰۹۲۱۶۴۲۶۳۸۴

دانلود ترجمه مقاله نقش الگوهای شناختی در پیدایش استرس و اضطراب بر اساس جنسیت – مجله الزویر

عنوان فارسی: تاثیر الگوهای شناختی بر پیدایش استرس و اضطراب بر اساس جنسیت
عنوان انگلیسی: The involvement of cognitive schemas in the manifestation of anxiety according to sex
تعداد صفحات مقاله انگلیسی : 5 تعداد صفحات ترجمه فارسی : 10
سال انتشار : 2014 نشریه : الزویر - Elsevier
فرمت مقاله انگلیسی : PDF فرمت ترجمه مقاله : ورد تایپ شده
کد محصول : 3278 رفرنس : دارد
محتوای فایل : zip حجم فایل : 289.10Kb
رشته های مرتبط با این مقاله: روانشناسی
گرایش های مرتبط با این مقاله: سنجش و اندازه‌گیری (روان‌سنجی)، روانشناسی شناخت، روانشناسی عمومی و روانشناسی بالینی
مجله: علوم اجتماعی و رفتاری
دانشگاه: گروه روانشناسی، دانشگاه Oradea ، دانشگاه Street، رومانی
کلمات کلیدی: تفاوت های جنسیتی، الگوهای شناختی ناسازگار، حالت اضطراب، اضطراب، ابعاد الگو
وضعیت ترجمه عناوین تصاویر و جداول: ترجمه شده است
وضعیت ترجمه متون داخل تصاویر و جداول: ترجمه شده است
ترجمه این مقاله با کیفیت عالی آماده خرید اینترنتی میباشد. بلافاصله پس از خرید، دکمه دانلود ظاهر خواهد شد. ترجمه به ایمیل شما نیز ارسال خواهد گردید.
فهرست مطالب

چکیده

۱ مقدمه

۲ روش پژوهش

۲ ۱ فرضیه و طراحی

۲ ۲ شرکت کنندگان

۲ ۳ ابزارها

۲ ۴ پردازش و تفسیر داده ها

۳ نتیجه گیری

نمونه متن انگلیسی

1. Introduction

Cognitive schemas are deep cognitive structures which store the individual’s knowledge and experience in a certain field and they are determined genetically. These schemas present what each individual knows about himself, about the others and about the world in general. The schemas are functional mechanisms which help storing and processing the information. Cognitive schemas may be general or limited, flexible or rigid, active or latent. Malfunctions of the schemas come from their rigid, exclusivist and absolutist character. In this regard, cognitivepsychologists distinguish two types of beliefs and assumptions, which Beck doesn't seem to differentiate clearly enough (Blackburn, Jones & Lewin, 1986). More precisely, Beck, Freeman, & Associates (1990) explain them in two ways: conditional beliefs, expressed in the form of "if...then" ("If I don't work hard enough to do what the others like me to do, they won't love me"), unconditional beliefs, which are categorically and rigorously defined to resemble categorical imperatives ("I'm not good enough to be loved".) On the other hand, Young (1990) provided the cognitive schema a similar term with the one given by Beck Freeman, & Associates (1990). In his perception, the schemas represent organized structures which are the result of past experiences and reactions; they also form a coherent set of knowledge which can guide the way of perception of reality. The child thus identifies selectively and internalizes his thoughts, feelings, experiences and the parents’ behaviour. Early maladaptive schemas are deep structures made up in childhood which help the interpretation of future experiences (Young, 2000).

نمونه متن ترجمه

1. مقدمه

الگوهای شناختی ساختارهای عمیق شناختی هستندکه دانش و تجربه فرد در یک زمینه خاص را ذخیره می کنند وآنهاژنتیکی تعیین می شود.این الگوها آنچه را که هر فرد در مورد خود، در مورددیگران و به طور کلی در مورد جهان می داند را ارائه می دهند. الگوها، مکانیسم های عملکردی اند که به ذخیره سازی و پردازش اطلاعات می کنند.الگوهای شناختی ممکن است کلی و یامحدود، انعطاف پذیر یا سخت، فعال و یا نهفته باشند. اختلال در عملکرد الگوها ازشخصیت و سخت، انحصارگرایی و مطلق خود درآمده است.در این راستا،روانشناسان شناختید و نوع باورها ومفروضات را تشخیص دادند، که بک برای یک تمایز واضحکافیبه نظر نمی رسد (Blackburn, Jones &Lewin, 1986).

بطور دقیق تر، بک،فریمن، و همکاران(1990)آنها رابه دو روش توضیح دادند: باورهای شرطی، که درقالب"اگر ...پس از آن" بیان شده ("اگر من به اندازه کافی سخت کار نکنم برای انجام آنچه دیگران دوست دارند من آن را انجام بدهم، آنها را مرا دوست ندارد")، باورهایبی قید و شرط، که مطلقا و با دقت شبیه به الزاما تقطعی تعریف می شود (" من به اندازه کافی خوب نیستم تادوست داشته شوم" (برای دوست داشته شدن به اندازه کافی خوب نیستم).)از سوی دیگر، یانگ(1990)طرح شناختی با مدتی مشابه با طرح داده شده توسط فریمنبک،و همکاران(1990) ارائه داد. کودک در نتیجه افکار انتخابی و درونی خود، احساسات، تجارب و رفتار پدر و مادرش را می شناسد. در اوایل الگوهای ناسازگارساختارهای عمیق ساخته شده دردوران کودکی هستند که کمکی برای تفسیر تجارب آینده(یانگ، 2000) می باشند.